آینده انقلاب اسلامی وچالشهای پیش روی آن
نظام جمهوری اسلامی اران با سه دهه سابقه شاهد پیروزی هایی در عرصه های مختلف سیاسی و فرهنگی و علمی بوده است . بنابراین چهارمین دهه پیروزی انقلاب اسلامی باید مملو از تحولات عمیق در عرصه های گوناگون داخلی منطقه ای و بین المللی باشد . بر این اساس ضرورت تحلیل آینده انقلاب و چشم اندازهای پیش روی آن بیش از پیش نمایان شود . از اینرو ایرانیان که انقلاب و ایران اسلامی را دوست دارند انتظار میروند که با دیدی علمی به مقابله با نقشه های دشمنان اعم از داخل و خارج مقابله نمایند . در رابطه با این موضو عات مقاله را فراهم اوردیم تا دوستان علاقه مند به مطالعه دیدی از وقایعی که در اینده برای انقلاب اتفاق می افتد شناسایی و به مقابله با ان بپردازند . البته جوانان باید بدانند که نحوه حمله دشمنان ایران شکل جدیدی به خود گرفته است و جوانان ایرانی نیز باید علم و اگاهی داشته باشند .
آینده انقلاب اسلامی
(1)دلایلی وجود دارند که ضرورت تحلیل اینده برای انقلاب اسلامی را برای هر ایرانی عاشق وطن واجب میکند که انها را به اختصار اورده ایم .
لزوم تحلیل اینده برای انقلاب الامی دلایلی چند دارد :
1.1 ایجاد امادگی در مدیران و سیاست گذاران نظام اسلامی و ضرورت هوشمندی آنان برای برنامه ریزی به منظور حفظ نظام اسلامی و حرکت به سمت کمال
1.2 آینده پژوهی به عنوان ضرورتی استراتژیک برای استقرار انقلاب اسلامی و کار آمدی همه جانبه آن
1.3 آسیب شناسی نقاط آسیب زا و حتی تهدید زا برای حفظ نظام
1.4 تدوین استاتژی خرد و کلان نظام در حوزه های امنیتی فرهنگی سیاسی و بین المللی که باید به طور جدی در دستور کار قرار گیرد
1.5 وضعیت متغییر و پر شتاب منطقه ای و پیشرفت های بین المللی که بی شک بر اوضاع ایران نیز اثر گذار خواهد بود
1.6 فضا سازی جدید فکری و فرهنگی از سوی نظام به منظور شکوفا شدن سیاست ها و برنامه ها و همچنین به روز شدن نظام مدیریتی و ساختاری جمهوری اسلامی
راه های متفاوتی برای اینده پژوهی وجود دارد که تاکنون پژوهش هایی نیز در این زمینه صورت گرفته است . برای ترسیم آینده ابتدا میباید با ارمان ها و اهداف انقلاب اسلامی آشنا گردیم و سپس به ارزیابی چالش ها و فرصت های پیش رو بپردازیم .
(2) مردمی بودن انقلاب و نقش مردم در ساخت آینده
انقلای ایران صرفا انقلابی کارگری دانشجویی و یا صنفی نبود . از اینرو یکی از مهمترین عوامل پیروزی انقلای بسیج عموم مردم ایران بود . بر پایه این تحلیل میتوان نتیجه گرفت یک نظام سیایی هر اندازه از مشارکت عمومی بیشتری در اداره امور جامعه برخوردار باشد به همان اندازه از مشروعیت و حقانیت بیشتری بهرمند میگردد . اکنون نیز اگر تنها عده محدودی بخواهند مکلات موجود را حل کنند نه تنها اوضاع بهبود نمیابد بلکه حتی مکن است وضع بدر شود . بنا براین رفع مشکلات کنونی و آینده انقلاب اسلامی نیز همانند آغاز آن به شدت وابسته به حضور مردم در صحنه است .
(3) سند چشم انداز بیست ساله
چشم انداز تصویری جاندار و الهام بخش از آینده است . بر اساس سند چشم انداز بیست ساله که در 17 تیر ماه سال 1383 از سوی مقاممعظم رهبری ابلاغ شد جمهوری اسلامی اران در افق 1404 شمسی کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی و الهام بخش در جها اسلام و با تعامل سازنده و مثر در روابط بین الملل . تقویت مستمر فرهنگ و روحیه تلاش و جدیت و مبارزه با رگونه آفات فرهنگی از یک سو و تلاش برای تعیین جایگاه و نقش جدی و سازنده جوانان کشور از سوی دیگر دو موضوعی است که مقام معظم رهبری بر انها تاکید ورزیده اند . بنا براین از انجا که رسیدن به اهداف سند چشم انداز امکان پذیر است می توان آن را مسیری برای حرکت دانست تا رشد کشورمان تسریع گردد. اهمیت چشم انداز در این است که اهداف و نقشه را ترسیم خواهد شد تا اگاهانه تر نسبت به شناسایی فرصت ها و تهدید ها اقدام شود و راه رسیدن به وضعی مطلوب در اینده نیز هموار گردد .
چالش های پیش روی انقلاب اسلامی
رویارویی انقلاب اسلامی با چالش های پیش روی خود نقطه عطف آزمون دیگری است که چشم انداز آینده نگرانه آن را نمایان میسازد به گونه ای که می توان گفت اینده انقلاب معلول نتایج حاصل از مواجهه با چالش های انقلاب اسالمی است . باید اذعان نود با تاسیس جمهوری اسلامی به مثابه نظام سیاسی مبتنی بر ارمان های الهی مردمی با هدف صیانت از دستاورد های انقلاب با چالش های داخلی و خارجی و در قلمرو های سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی و نظامی مواجهه شد " چالشهایی که ازمون دیگری را برای ملت ایران فراهم نمود . نظام جمهوری اسلامی میباید با اتخاذ سیاستی جامع و با اتکای به مردم چالش های پیش رو را به فرصت مناسب بد کند و فرصت هایی را برای ایجاد شرایط منطبق بر ماهیت توسعه ای جامعه اسلامی .
چالش ها بر د نوعن داخلی و بین المللی که هر کدام یکی از زمینه ها برای تحقیق های مفصل و کارشناسی های زیادی نیاز دارن که به اختصار به هر کدام از انها می پردازیم
(1)چالش های داخلی
چالشهای داخلی چالشهایی هستند که یا منشا داخلی داشته و یا منشا خارجی در درون نظام مشکلاتی را ایجاد می کند . که در زیر به انها می پردازیم
1.1 تهاجم فرهنگی : تهاجم فرهنگی هجوم به حیات معنوی و نظام ارزشی جامعه است . حیات هر جامعه به فرهنگ آن جامعه بستگی دارد و تهاجم فرهنگی ممکن است از دو طریق صورت گیرد : تبلیغات و دیگری نفوذ و استحاله . اما تهاجم فرهنگی عصر ما بیشتر تهاجم فرهنگی است که توسط صنایع فرهنگی امروز از کتاب و مطبوعات و سینما گرفته تا ماهواره و کامپیوتر و برنامه های نرم افزاری اجرا میشود .
از اینرو برای مقابله با ان میبایست به تقویت زیر ساخت های فرهنگی جامعه و تلاش برای احیای فرهنگ های بومی و ملی از طرق مختلف ( به ویژه رسانه ها در داخل و ایجاد شبکه های توانمند ماهواره ای ) در جهت تبلیغ و نشان دادن چهره واقعی و اصیل فرهنگ اسلامی – ایرانی میتواند در اینه فرهنگی انقلاب اسلامی اثر گذار باشد .
1.2 اشاعه جدایی دین از سیاست یا سکولاریسم : مطابق با دیدگاه سکولاریسم اقتصاد و سیاست و امور اجتماعی حوزه ای خاص از رفتارهای انسانی و اجتماعی است که هر یک علم خاص خود را دارند . بنابراین در اینگونه نباید به دخالت دین و اصول دینی اندیشید بلکه عالمان هر حوزه باید به طراحی برنامه های خود بر مبنای اصول علمی که فراگرفته اند بپردازند .
از اینرو جمهوری اسلامی ایران که همواره به عنوان کشوری اسلامی سیاست را ملازم دین و اخلاق دانسته میباید به تقابل با سکولاریسم بپردازد . از انجا که گفتمان انقلاب بر پایه سیادت معنویت و دن سالاری است طبعا در مسیر خود چالش هایی چون سکولاریسم را پیش رو خواهد داشت .
1.3 نا برابری اجتماعی : با توجه به برخی دلایل شاید بتوان اذعان نمود که موضوع نا برابری اجتماعی ابعاد متنوع ان احتمالا اصلی ترین چالش برای اهداف سیاسی و فرهناگی انقلاب اسلامی در روند های اینده به ویژه در عصر جهانی شدن خواهد بود .
1.4 مشکلات اقتصادی : برخی از مشکلات اقتصادی بی شک چالشی در برابر اینده انقلاب اسلامی است که یکی از انها وابستگی اقتاد بهنفت و مشکل اشتغال است . در مورد وابستگی به نفت میتئان گفت بالا رفتن در امد ناخالص کشور سبب افزایش استقلال اقتصادی کشور می گردد در حالی که بحرانهای اقتصادی در کشوری با اقتصاد تک محصولی که همواره اقتصادی وابسته و متزلزل دارد موجب رکود اقتصادی میشود چرا که اقتصاد تک محصولی در تحولات بازار و نوسانات تورمی اقتصاد بین المللی بسیار شکننده است . از ابتدای انقلاب تاکنون تلاش های بسیاری در جهت وابستگی به نفت صورت گرفته ام بی گمان کافی نیست . توتنمندی در تولیدات کشاورزی و صنعتی و همچنین هماهنگی در صادرات و واردات و به ویژه بالا بردن درامد ملی در توسعه بخش جهانگردی در تحکیم زیر بنای اقتصادی موثر خواهد بود .
1.5 علوم انسانی : یکی از شاخصه ای اساسی در پیشرفت هر کشوری پژوهش درباره علوم انسانی میباشد .در مورد وضعیت علوم انسانی درکشور نیز باید باید گفت که این علوم نسبت به گذشته وضعیت مطلوب تری دارد که این خود مرهون انقلاب اسلامی ایران وبروز چالش های فکری و عملی ناشی از ان است . د رواقع پیروزی انقلاب فرصت ازوده شدن و عینیت یافتن قوای نهفته را فراهم میاور که بخشی از این ثمرات د رحوزه علوم اسانی مشاهده میشود .علوم انسانی در ایزان مسولیت معرفی و حمایت نظام و انقلاب را در دو بعد اخلی و خارجی ر عهده دارد . همین مسولیتها هویت خاصی را برای این علوم مشخص ساخته و به رشد انکمک بسیار نموده است . و اکنون بخش در خور توجهی از سر فصل های علوم انسانی بر گرفته از نظریات دنیای غرب است که بی شک چالشی جدی برای جهت گیری جمعیت جوان دانشجوی کشور در اینده خواهد بود . در این خصوص تاکید مقام معظم رهبری نیز از همین رو است . از این رو مسولان میباید در اختار و سرفصل های برخی از رشته های علوم انسانی تحول در خوری ایجاد نمایند .
(1) چالش های بین المللی
2.1 تحریم های بین المللی : کشوری که به دلیل باور به یک سری ارزش ها بر خلاف خواسته های نظام بین الملل عمل نماید همواره مورد غضب نظام بین الملل بوده است . که از جمله این کشورها کشور عزیزمان ایران اسلامی می باشد . ایران به این دلیل مورد غضب دیگر کشورها قرار گرفته چون همواره خود را به عنوان قدرت منطقه ای مطرح نموده و از سویی به سبب داشتن توانمندی رشد و توسعه اقتصادی تا حد زیادی از آثار زیان بار تحریم های بین المللی جلوگیری نموده است .
2.2 مسئله هسته ای : جهان در اینده با بحران انرژی روبه رو خواهد شد و احتمال خارج شد سوخ های فسیلی امروزی از چرخه مصرف انرژی روبه رو خواهد شد واحتمال خرج شدن سوخت های فسیلی امروزی از چرخه مصرف انرژی و صنعت روز به روز بیشتر می شود . جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان کشوری که برنامه سن چشم انداز 1404 را طراحی نموده ناگزیر باید از نیازهای بی رویه خود به انرژی نفت وگاز بکاهد و از جایگزین های مانند انرژی صلح امیز هسته ای استفاده کند . به نظر می رسد این مسئله نیز از چالش های عمده بین نظام جمهوری اسلامی و غرب خواهد بود . از اینرو انتظار اینست که مسئولان نظام جمهوری اسلامی با تصمیم گیری خرد مندانه در جهت منافع ملی , مقوله انرژی هسته ای را با درایت و هوشمندی مدیریت کنند .
(3) جهانی شدن یا جهانی سازی : تامل در مفهوم جهانی شدن , بیش از هر چیز نقش بازیگران را در فرآیند های پیش رو آشکار میسازد به گونه ای که سهم بندی در فرآیند جهانی شدن ارتباط مستقیمی با توانایی های خاصی است که میتواند با اتکا به هویت انقلابی و اسلامی خود در هر یک از عرصه های سیاسی اقتصادی و فرهنگی به فراخور اقتضائات هر دوره به ایفای نقش بپردازد . امروزه حفظ امنیت با توجه به توسعه قلمرو آن نیازمند انعطاف پذیری و اینده نگری در ارزیابی رفتار های است که خواسته و ناخواسته پیام امنیتی دارد . از این رو باید سعی شود در آشفتگی های ناشی از جهانی شدن , برنامه هایی دقیق و عملیاتی برای برقراری تعاملاتی سازنده با محیط پیرامون تدوین گردد تا با عینیت یافتن انها , توانمندی نظام جمهوری اسلامی در عرصه ای مختلف سیاسی – امنیتی بیش از پیش تقویت گردد . در این راستا بازنگری چهار چوب های مسلط امری الزامی است چرا که تنها در اینصورت است که شاخص ها و متغییر های جدید برای حفظ هویت انقلابی و اسلامی خود در آینده بدان نیازمند است و جهانی شدن با شرایطی که پدید اورنده میتواند فرصتی بی نظیر در این راه دشوار تلقی کرد با این توضیح باید اذعان داشت از چالش های پیش روی انقلاب اسلامی همین پروژه جهانی سازی است . البته برخی بر این باورند که جهانی شدن فرایندی تاریخی است که از قدیم روند خود را اغاز کرده و امری است اجتناب نا پذیر ام در تحلیل عمومی ان می توان
گفت جهانی شدن با مشخصات خود به عنوان پروژه ای هدفمند از سوی غرب برای یکسان کردن جهان با فرهنگ خود به کار میرود . برخی از ان به عنوان غربی سازی جهان تعبیر میکنند . نوع تعامل با این موضوع بی تردید یکی از چالش های انقلاب اسلامی است که البته زمینه هایی نیز برای تبدیل شدن ان به فرصت وجود دارد . هدف کشور ای غربی در عرصه سیاسی تبلیغ فرهنگ لیبرالی به عنوان فرهنگ غالب به کار بسته اند . در عرصه اقتصاد امروز کشورهای قدرتمند عرصه اقتصاد جهان در اختیار قرار گرفته و با انحصار در سازمان هایی مانند تجارت جهانی , صندوق بین المللی پول و بانک جهانی , برای دنیا تصمیم گیری میکنند و بدین رو تنها در راستای جهانی شدن اقتصاد میکوشند .
(4)جنگ نرم
بی شک یکی از چالش های پیش روی انقلاب اسلامی جنگ نرم از سوی دشمنان است . به همین منظور به اختصار یه بررسی جنگ نرم می پردازیم
مفهوم جنگ نرم : جنگ نرم که در مقابل جنگ سخت قرار دارد , که از آن تعایف مختلفی به عمل آمده است . یکی از نظریه پردازان در این باره می نویسد : " زمانی که شما کاری می کنید که دیگران هنجارها و باورهای شما را با کمترین هزینه بپذیرند , در واقع قدرت نرم خود را تقویت ساخته اید . هدف از جنگ نرم براندازی سیاسی یک کشور است . بنا براین جنگ نرم را میتوان هرگونه اقدام نرم , روانی و تبلیغات رسانه ای دانست که جامعه هدف را نشانه می رود و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار , ان را به شکست وا میدارد . جنگ روانی وجنگ سفید , جنگ رسانه ای , عملیات روانی , براندازی نرم , انقلاب نرم , انقلاب مخملی , انقلاب رنگی جز اینها از اشکال جنگ نرم است . تاریخ جنگ نرم به قرار است , بعد از شروع جنگ سرد ودر اوج ان , یعنی در دهه 1970 با مشارکت استادان برجسته علوم سیاسی و علوم ارتباط ( متنند جوزف نای , هارولد لاسول و جان کالینز )اعضای برجسته سازمان جاسوسی آمریکا (cia) و فرماندهان ارشد پنتاگون , مرکزی با نام "کمیته خطر جاری" تاسیس شد و در پی آن "جنگ نرم " طراحی , تدوین و عملیاتی شد . مهمترین هدف این کمیته , بمباران تبلیغاتی علیه بلوک شرق به ویژه شوروی بود .ظاهرا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این کمیته به " کمیته صلح جاری " تغییر نام یافت , و همچنان فعال بوده و کانون تهاجمات روانی آن نیز جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران و هواداران منطقه ای آن از جمله حزب الله , حماس و کشورهای دوست ایران است .
در جنگ نرم از تاکتیک های مختلفی استفاده می شود که شامل : جنگ روانی (رسانه ای) , برچسب زدن , شایعه , بر چسب زدن ,کلی گویی , شایعه , دروغ بزرگ , پاره حقیقت گویی , انسانیت زدایی و اهریمن سازی , ارائه پیشگویی فاجعه آمیز , حذف (سانسور) , جاذبه های جنسی , ایجاد تفرقه و تضاد , ترور شخصیت , توسل به ترس و ایجاد وحشت , مبالغه , مغالطه مباشند . که به اختصار آن را شرح میدهیم .
جنگ روانه ای رسانه ای را اینگونه تعریف کرده اند : استفاده از رسانه ها برای تضعیف کشور هدف و بهره گیری از توان و ظرفیت آنها ( اعم از مطبوعات , خبرگزاری , رادیو , تلویزیون , اینترنت و اصول تبلیغات )به منظور ایجاد بحران و یا تداوم و تشدید آن و از سویی بهره گیری از تاکتیک های نوین برای دفاع از منافع ملی .
عمدتا به هنگام در گیری های نظامی کاربرد بیشتر می باید , اما بدین مفهوم نیست که در سایر مواقع چنین جنگی در جریان نیست و یا مورد استفاد قرار نمیگیرد .از این رو تنها جنگی است که میتواند حتی در شرایط صلح به شکل غیر رسمی ادامه یابد . جنگ رسانه ای ظا هرا میان رادیو و تلویزیون , مفسران مطبوعاتی , خبرنگاران , خبرگزاری ها , شبکه های خبری و پایگاه های اینترنتی جریان دارد , اما واقعیت آن است که در پس این جدال ژور نالیستی چیزی به نام "سیاست رسانه ای کشور" نهفته است که مستقیما از بودجه های رسمی مصوب پارلمان یا بودجه های سری سازمان اطلاعاتی , امنیتی یا جاسوسی تامین می شود .یکی دیگر از حربه های جنگ نرم برچسب زدن می باشد که در این تاکتیک , رسانه ها واژه های مختلفی را به صفات مثبت و منفی بدل می کنند انها را به گروه ها یا نهادهای مختلف نسبت میدهند . در حقیقت بر چسب زنی یا اسم گذاری , برای رد کردن باور و اندیشه ای بدون بررسی شواهد مورد استفاده قرار گیرد .
شایعه نیز یکی از روشهای دشمن در جنگ نرم میباشد . شایعه انتقال شفاهی پیامی است که برای بر انگیخته کردن باور مخاطبان و تاثیزر د رروحیه آنان ایجاد می شود . شایعه در جنگ نرم به با دروغ دو مکمل یکدیگرند این روش قدیمی پر کارعمدتا برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد . در این رو ش , پیامی دروغین را بیان می کنند و مدام بر " طبل تکرار " میکوبند تا ذهن مخاطب آ« را جذب کند. گبلز , رئیس دستگاه تبلیغاتی نازی ها در زمان هیتلر , براستفاده از این تاکتیک تاکید بسیار داشت . او میگوید: " دروغ هر چه قدر بزرگتر باشد , باور ان برای مردم راحتر است " .
از دیگر حربه های دشمن پاره حقیقت گویی ایت گاه خبر یا سخنی مطرح میشود که از نظر منبع و محتوای پیام , منحرف خواهد شد . این رویه رایج رسانه هاست که معمولا متناسب با جایگاه و جانح سیاسی که به ان متمایلند , بخشی از این خبر را نقل می کنند . نوع تیترها و محتوای روزنامه ها و رسانه ها د رمواقع سخنرانی مقامات عالی نظام , بیانگر بهره گیری از این روش است .
برای اینکه جوانان که در سنین حساس قرار دارند وابسته به شبکه های ماهوارای قرار گیرند از جاذبه های جنسی و از نمادهای شهوانی استفاده میکنند . د راوضاع کنونی مانکن ها از جمله افراد پر در آمد در غرب اند که در تبلیغات و آگهی های تجاری از انها استفاده می کنند . بهره گیری از گویندگان خبری با ظاهری تحریک امیرز , یکی از مصادیق این تاکتیک است تا ضمن جذب مخاطب , سطح اثرپذیری پیام ارتقاء یابد و از هسته مرکزی و ادبیات آن نیز غفلت گردد . استفاده از این ابزار موید نام حسوس بودن آنها در جنگ نرم بین المللی است .
هنگامی که نمی توان و یا نباید فردی را ترور فیزیکی کرد , وی را با استفاده از انواع روش ها مانند بزرگ نمایی , انسانیت زدایی و اهریمن سازی و پاره حقیقت گویی ترور شخصیت می کنند و از این طریق موجب افزایش نفرت عمومی نسبت به او و کاهش محبوبیت وی می شوند . دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این روش و بهره گیری از ابزار طنز , کاریکاتور , شعر , کلیپ های کوتاه و مانند ان – که عموما از طریق اینترنت و تلفن همراه پخش می شود – به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه می پردازند .
نتیجه گیری
دوستان گرامی امیدوارم که با مطلاب ذکر شده در بالا دیدی از رویدادهای ایران پیدا کرده باشید هر چندکه پژوهش در مورد انها به مراتب به تحقیق های بی شماری نیاز دارد و بدانید که انسان اگاه موفق است . ما جوانان ایران باید به هر نحو شده حتی به قیمت خون خود و عزیزانمان انقلاب را نگه داریم . بی شک که جامعه ما تهی از مشکلات نیست و دارای مشکلات اقتصادی , واجتماعی مباشد ولی در هر صورت وطن ماست . ما باید با دیدی اگاه نسبت به اتفاقاتی که در اطرامان می افتد هشیار باشم زیرا حمله فرهنگی غرب در هر لحظه از طریق شبکه های ماهواره ی و همچنین اینترنتی به فرهنگ ما در جریان است . هر خانواده با رسم و و اداب اسلامی ایرانی خود پایدار است و اگر خدشه به ان وارد شود خانواده دیگر استحکام لازم را برای مقابله با تهاجمات فرهنگی ندارد وبا ان را با کمترین مقابله می پردازد . امیدواریم که هر ایرانی بداند چه پیشینه ای داشته چونکه با دانستن فرهنگ اصیل و ایرانی خود که با روح اسلام در امیخته شده ,مهال است که جبهه را به ورود فرهنگ بیگانه وا گذارد
منبع :کتاب انقلاب اسلامی
آیا انقلاب مصر ادامه انقلاب ایران است ؟
حوادث مصر با تاثیرات جهانی خود می رود تا برگی دیگر در تاریخ به
یادگار بگذارد. ماهیّت این حوادث به گونه ای است که هر کس به نوعی و از زاویه ای
به مصر و حوادث آن می نگرد. این نوشته نگاهی گذرا دارد به وقایع این روزهای مصر از
جنبه های اجتماعی و تاریخی.
شباهتها
داستان مردم مصر و مبارک در حالی
وارد دوازدهمین روز خود می شود که هر گروهی از منظر خود نامی بر این اتفاقات نهاده
است؛ ما ایرانی ها «انقلاب»، اعراب «انتفاضه» و غربی ها آن را «اعتراض» مردم مصر
می نامند.
هرچه هست نمی توان منکر این شد که مردم سال ها در خفقان خفته مصر این روزها راهی
را می روند که مردم مسلمان ایران (بیش از 30 سال پیش) همان سال هایی که مبارک مصر
را اسیر نامبارکی خود می کرد رفته اند و بند اسارت خود را بریده اند. هرچند رسانه
های غربی از بیم الگوگیری ملت های منطقه از انقلاب اسلامی کوشیده اند هریک به نوعی
و هرکدام به نامی اتفاقات مصر را از وقایع ایران جدا بدانند اما نگاهی گذرا به
وقایع این 10 روز گویی خاطرات بهمن 57 را زنده می کند.
به یاد بیاورید این گفته شاه را که پس از اعتراض های مردم مسلمان ایران ـ گویی با
کودکانی از میدان بازی بازگشته طرف شده باشد ـ گفت: «من صدای انقلابتان را شنیدم»
و انتظارش این بود که مردم با خیال راحت از شنیدن صدای انقلاب و اعتراضشان توسط
شاه به منزل بروند و زندگی تحت سایه همایونی! را پیش گیرند؛ و همین چند روز پیش
بود که مبارک ابتدا و بعد رییس ارتش او به مردم مصر گفت: «ما صدای اعتراض شما را
شنیدیم و می خواهیم اصلاحات را پیگیری کنیم!»
یا دیدن تصاویر مزدوران شترسوار دولت مصر را مقایسه کنید با هجوم چماق به دستان و
اوباش اجیر شده محمدرضا به مردم انقلابی.
شاخه های گل بر روی تفنگ های ارتش سلطنتی را در زمستان 57 به خاطر دارید؟ مردم پیش
می رفتند و با این کار خود یادآوری می کردند: «برادر ارتشی چرا برادر کشی؟» و همین
باعث شد که ارتش روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی از صف رژیم ـ هرچند نه کامل
ـ کنار کشید و مردم را به رگبار کینه نبست. این روزها از این صحنه های بوس و کنار
مردم مصر با ارتشیان کشورشان کم دیده نمی شود.
دولت آشتی ملی و ژستهای اردشیر زاهدی و دست آخر بختیار را فراموش نکرده ایم که
آخرین امید غرب برای فریب مردم و خاموش کردن آتش انقلاب بود؛ ابتدا یک نظامی ـ
ازهاری ـ به روی کار آمد او برای نشان دادن عزم رژیم برای اصلاحات حتی دولتمردانی
از حکومت را به بند کشید اما بی هیچ دست آوردی جای خود را به آخرین نخست وزیر
شاهنشاهی سپرد. جالب است بدانید که این روزها در مصر یک عنصر امنیتی به نام عمر
سلیمان به عنوان معاون رییس جمهور منصوب و دست به کار آرام کردن مردم شده و جالبتر
آنکه او نیز در اولین گام برخی از مسئولین حکومت نظیر وزیر کشور را ممنوع الخروج
کرده است!
این اظهار نظر حضرت امام خمینی(س) پس
از روی کارآمدن دولت ازهاری در آبان 57 را بخوانید:
«با اين حكومت نظامي، مردم همان رفتار را ميكنند كه با حكومت هاي نظامي
ديگر كردند؛ و اين دست و پا كردنها در ايران، ديگر هيچ رنگي ندارد و فايدهاي براي
شاه ندارد. شاه بايد برود و چارهاي جز اين نيست.»
و اظهار نظر یکی از کارشناسان
سیاسی مصر امروز در مورد جابجایی دولتمردان مصری:
«ملت مصر جنايتهاي اين رژيم را به چشم خود ديده است و اكنون به اين نتيجه رسيده
كه تنها راه نجاتش سرنگوني رژيم حسني مبارك است. بنابراين تهديدات عمر سليمان هيچ
يك از مردم مصر را نخواهد ترساند.»
و دست آخر شباهت تشکیل کمیته های مختلف و مردمی در بهمن 57 و تشکیل کمیته انقلاب
در مصر را ندیده نمی توان گرفت.
بنابراین با هر عقیده و دیدگاهی به وقایع امروز مصر نگاه کنیم بی شک رنگ و بویی از
انقلاب اسلامی ایران می بینیم آن هم در این روزهای مبارک دهه فجر؛ همانگونه که
رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه 15 بهمن خطاب به ملت شریف ایران
اشاره کردند:
«امروز در كشور مصر دارد انعكاس صداى شما شنيده مي شود. آن رئيس جمهور آمريكا كه
در دورهى انقلاب ما رئيس جمهور بود، همين چند روز پيش مصاحبه كرده، گفته اين
صداهایى كه در مصر شنيده مي شود، براى من آشناست! يعنى آنچه امروز در قاهره شنيده
مي شود، در تهرانِ آن روزهاى رياست جمهورى او شنيده مي شد. اينها را دنيا دارد
قضاوت مي كند.»
درسی که غرب گرفت
با اینهمه چرا غرب می کوشد نشان دهد اتفاقات مصر از انقلاب اسلامی ایران بویی
نبرده است؟ به گمانم این همه ریشه در یک امر دارد: درسی که غرب از انقلاب اسلامی
ایران گرفت.این روزها غربیها تلاش می کنند اولا با بی تاثیر نشان دادن انقلاب
اسلامی در ماهیّت و شیوه حرکت مردم مصر از الهامات آتی این کشور موثر جهان عرب از
ایران اسلامی بکاهند؛ دوم و پس از آن با فدا کردن مبارک، مصر را دوباره در
اختیار داشته باشند برای اینان مبارک یک بازیگر بود که باید جای خود را به
دیگری بسپارد؛ غرب فهمیده است اگر با درک دیرهنگام وقایع مصر همان راه بیحاصل
سال57 در ایران را برود چه بسا کسی از مردم بر سر کار بیاید که این بار ایرانی
دیگر و آن هم بیخ گوش فلسطین علم کند. پس این مبارک نشد مبارکی دیگر. این رییس
جمهور! نشد رییس جمهوری دیگر. هرچه باشد کم نیستند کسانی که به رویای داشتن دنیایی
برای خود حاضرند ملت و کشورشان را به باد نیستی بسپارند.
این روی حرکت غربی ها برای مردم مصر باید عبرت انگیز باشد: عبرت از انقلاب اسلامی
ایران.
عبرتها
ایران و مصر دو تمدن کهن پیشه عالم اند؛ پس می توانند گاهی از سر تجربه درسی برای
آموختن یکدیگر رو کنند.
اول: انقلاب اسلامی ایران چه در نوع حرکت و چه در ماهیت حرکت به بیراهه
نرفت و غرب اگرچه تلاش بسیار کرد اما نتوانست انقلاب مردمی و اسلامی ایران را
همچون خیزش مردم تونس تصاحب کند؛ این امر فقط ناشی از یک موضوع بود و آن هم وحدت
کلمه در سایه رهبری واحد و الهی و خردمندانه. این اولین درسی است که مردم مصر فارغ
از انگیزه انقلاب خود باید از ایرانیان بیاموزند و زیر سایه رهبری واحد برخاسته از
دل مردم و ناخودفروخته به غرب گرد هم آیند.
دوم: استقامت و پایداری و نهراسیدن از
دولتی است که آواز شکست هیمنه و استخوان هایش بر خاسته است؛ حکومت نظامی را ندیده
گرفتن و خود را در میدان مبازره نگه داشتن و فریب وعده ها و امروز و فرداکردن های
آن را نخوردن.
رهنمودهای حضرت امام خمینی(س) به مردم
مصر را ببینید که گویی نه سالها پیش که همین امروز فرموده اند:
«ملت مصر باید این مطلب را بداند که اگر قیام کند بر خلاف این توطئه ها ـ همان
طوری که ایران قیام کرد ـ آنجا هم پیروز خواهد شد. ملت مصر از حکومت نظامی نترسد و
به او اعتنا نکند و همان طور که ایران حکومت نظامی را شکست و به خیابان ها ریخت،
آن ها هم بشکنند و به خیابان ها بریزند و این تفاله های آمریکا را بیرون بریزند.
ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پای خودش را جمع کند و نفوذ
خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزی است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز
ضعف دولت است و قدرت ملت. این تکلیفی است برای ملت مصر، برای علمایی که وابسته به
حکومت نیستند. این تکلیفی است برای علما. علمای مصر به پا خیزند و برای خاطر خدا
از اسلام دفاع کنند.
امروز شما پیروزید. ملت مصر امروز قدرت دستش است. ارتش معلوم نیست با دولت باشد
مگر آن هایی که جیره خوار آمریکا هستند. ارتش مصر توجه کند به اینکه اگر بخواهد
پشتیبانی کند از این حکومتی که اعلام کرده است که من تابع آمریکا و اسرائیل هستم و
من هر کس دم از اسلام بزند او را خفه می کنم [ننگ است و] این ننگ را ارتش مصر به
خودش راه ندهد و مهلت ندهد تا بعد از این باز اسرائیل بیاید و به شما حکومت کند و
اسرائیل و آمریکا مقدرات شما را در دست گیرند.»
سوم: اگرچه هر کسی می تواند و باید برای نجات ملت خود از یوغ استعمار
تلاش کند و نیز خود را شایسته رهبری و ریاست حکومت آتی بداند اما آنان که تا دیروز
در کنار همان اربابان غربی و بیرون از کشور خود منصب و ریاست داشته اند و حال برای
رهبری و ریاست اعلام آمادگی می کنند و چون بازرگانان به عرصه انقلاب و خیزش مردمی
به مثابه تجارت می نگرند نخواهند توانست مردم بزرگ مصر را به سرمنزل مقصود
برسانند.
کوتاه کلام آنکه داستان البرادعی و عمرموسی را مقایسه کنید با ملی ـ مذهبی ها که اندکی
پیش از انقلاب پیدایشان شد و اگر نبود هوشیاری امام فرزانه ملت، معلوم نبود انقلاب
اسلامی پس از پیدایش به دامان کدام قدرت غربی می خزید؟ ملت مصر باید درک درستی از
کسانی داشته باشد که قرار است بعد از این سرنوشت خود را به ایشان بسپارد تا بر سر
انقلابشان نرود آنچه بر انقلابهایی چون مشروطه ایران رفت.
آینده نشان می دهد که مردم مصر آیا از تجربه گران بهای انقلاب اسلامی ایران درس
گرفته اند؟
منبع
اینده انقلاب اسلامی با مروری بر
اندیشه های شهید مطهری
استاد شهید مرتضی مطهری یکی دیگر از آفات نهضت اسلامی
را افراط و تفریط در نهضت ها می داند و منش اعتدال را برای مردم و رهبران نهضت
ها توصیه می نماید
چکیده:من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی، به رهبرای عظیم الشأن نهضت اسلامی که برای همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار می دهم و بین خود و خدای متعال اتمام حجت می کنم که نفوذ و نشر اندیشه های بیگانه به نام اندیشه اسلامی و با مارک اسلامی اعم از آنکه از روی سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد، خطری است که کیان اسلام را تهدید می کند.
مقدمه
استاد شهید مرتضی مطهری (ره) به عنوان یکی از شخصیت های تأثیرگذار در تئوری
پردازی مبانی انقلاب اسلامی توانست در طول عمر پربرکت خود به ویژه پس از پیروزی
انقلاب اسلامی و آن هم در مدت کوتاه عمر خود در دوران پس از انقلاب ضمن تشریح
مبانی عقلی و نقلی حکومت اسلامی و ولایت فقیه در قالب سخنرانی، مناظره و یادداشت
نقش بزرگی را در شکل گیری مبانی تئوریک انقلاب اسلامی ایفا نماید.
بررسی ماهیت و مفهوم انقلاب اسلامی و به خصوص «جمهوری اسلامی» و پاسخ به شبهات
مربوط به آنها و نیز سخن گفتن از آینده انقلاب اسلامی ایران و آسیب شناسی آن از
جمله مباحثی است که استاد با دوراندیشی خاص خود به درستی به آنها پرداخته بودند.
این مقاله به بازخوانی نظرات استاد مطهری پیرامون ماهیت انقلاب اسلامی،
راهکارهای حفظ و تداوم آن و آسیب شناسی این نهضت اسلامی می پردازد.
...........................................................................................................
استاد شهید مرتضی مطهری (ره) انقلاب را از مقوله عصیان و طغیان علیه وضع موجود
می دانند، تا اوضاع دگرگون شده و وضع مطلوب حاصل شود. لذا ریشه انقلاب را به طور
کلی در دو چیزی می دانند: یکی نارضایتی و خشم از وضع موجود و دیگر آرمان یک وضع
مطلوب. (1)
استاد مطهری در بیان تفاوت انقلاب در جامعه با اصلاح، انقلاب را دگرگون کننده
بنیادهای جامعه می داند ولی اصلاح را تغییر بهبود در وضع جامعه قلمداد می کند
بدون آنکه در بنیان های آن تغییری صورت پذیرد. از طرفی استاد یکی از ویژگی های
بسیار شاخص انقلاب را ویژگی مردمی بودن آن می داند که آن را از کودتا متمایز می
سازد.
ماهیت انقلاب اسلامی ایران
شهید آیت الله مطهری در مقام تطبیق دیدگاه های مطرح در مورد ماهیت انقلاب ها، در
جهان با انقلاب اسلامی ایران قائل به وجود دو دسته کلی از دیدگاه ها هستند. در
یک تقسیم بندی کلی می توان گفت که عده ای انقلاب اسلامی ایران را دارای ماهیتی
تک ساحتی می دانند و عده ای دیگر آن را ناشی از دخالت عوامل متعدد و گوناگون می
دانند.
انواع تفاسیر مارکسیستی از انقلاب اسلامی که گاه با تفاسیر دینی نیز همراه است
از نوع دسته اول می باشند. به عنوان مثال مارکسیست ها به حکم آیه «و نرید ان نمن
علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلم ائمه و نجعلم الوارثین» (2) فلسفه تحولات
تاریخ اسلام را بر اساس ایجاد نظام دو قطبی از فقیر و غنی در جامعه تفسیر می
نماید که انقلاب اسلامی را یکی از مصادیق آن می دانند. انواع تفاسیر آزادی
خواهانه و یا معنوی صرف از انقلاب اسلامی از دیگر مصادیق تفسیر تک ساحتی از
انقلاب اسلامی هستند که به نقش عوامل دیگر معتقد نیستند.(3)
دسته دوم آنهایی هستند که انقلاب اسلامی ایران را نهضتی تک عاملی نمی دانند آنها
معتقدند که انقلاب اسلامی ایران نهضتی شاخص و متمایز از سایر انقلاب هاست زیرا
در سایر انقلاب ها ما این ویژگی را سراغ نداریم که مجموعه چند عامل با هم در
آنها مشارکت داشته باشند و توانسته باشند دوش به دوش یکدیگر حرکت نمایند.
استاد شهید مرتضی مطهری در این زمینه می فرمایند:
«در دنیا ما انقلابی نداریم که این سه عامل در آن دوش به دوش یکدیگر حرکت کرده
باشند. ما نهضت های سیاسی داریم ولی طبقاتی نبوده، طبقاتی داریم سیاسی نبوده یا
اگر هر دوی اینها بوده مذهبی و معنوی نبوده. به هر حال در این که این انقلاب
برخی خصلت های مخصوص به خود دارد شکی و بحثی نیست» (4)
استاد مطهری انقلاب اسلامی ایران را به دلیل ماهیت اسلامی داشتن آن مشابه انقلاب
صدر اسلام می داند.انقلابی که پیامبر اعظم (ص) با آغاز بعثت خود آن را رهبری
نمودند، انقلابی که در مدتی کوتاه توانست آرمان های خود را به سراسر عرضه نماید.
استاد می فرمایند که انقلاب صدر اسلام نیز از آنگونه انقلاب ها بود که در آن
ابعاد مختلفی مطرح است. انقلاب صدر اسلام که یک انقلاب معنوی و سیاسی بود، در
عین حال مادی و اقتصادی نیز بود و نیز انقلابی آزادی خواهانه و عدالت خواهانه.
البته استاد می فرمایند که در انقلاب صدر اسلام ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و
فرهنگی بیرون از ماهیت اسلامی آن نیست و عدالت ، آزادی و معنویت در کنار هم در
این انقلاب و آن هم تحت تأثیر تعالیم اسلام در این انقلاب دخیل بود. لذا استاد
راز موفقیت نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (س) را در این می داند
که در انقلاب همه عوامل سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی رنگ اسلامی به خود
گرفت و لذا توانست هم سو با هم نهضت را به پیروزی برسانند.
با مطرح شدن بحث شباهت انقلاب اسلامی ایران و الگو پذیری آن از انقلاب صدر اسلام
که توسط رسول اکرم (ص) صورت گرفت، استاد مطهری (ره) با استفاده از حوادث تاریخی
آن زمان به بحث آسیب شناسی انقلاب اسلامی ایران می پردازند.
در این زمینه استاد با مطرح کردن این مسأله که انقلاب ایجاد کردن از انقلاب نگه
داشتن آسان تر است می گویند که زمانی که کشور در حال کوبیدن دشمن بیرونی است،
دارای قوت و قدرت و نشاط است واز نظر داخلی نیز همه به صورت متحد هستند تا با
دشمن مشترک مقابله کنند اما با آشکار شدن علائم پیروزی و استقرار آن، وحدت و
یکپارچگی اولیه و انگیزه های انقلابی به تدریخ کم رنگ می شود. استاد با مقایسه
وضعیت ایران در آغاز پیروزی انقلاب اسلایم ایران با اوضاع ایام آخر عمر پیامبر
اعظم (ص) که حالت تثبیت شدن اسلام را بود می گویند که در آن زمان آیه نازل شد که
: «الیوم یئس الذین کفروا عن دینکم فلا تخشوهم واخشون» (5) که می فرماید حالا که
بر دشمن بیرونی پیروز شده اید، دیگر از او ترس نداشته باشید ولی ترس داشته باشید
آن هم ترس از خدا برای آنکه آن آرمان های اولیه خود را فراموش کنید و در نتیجه
آن نهضت رو به گمراهی برود.
می دانیم که با رحلت پیامبر اکرم اسلام (ص) مسلمانان به دلیل عمل نکردن به
فرمایشات و وصایای قرآن و پیامبر (ص) به جز اندکی که راه صحیح را یافتند، از
اسلام راستین فاصله گرفتند و لذا حاکمانی غیرعادل بر آنان مسلط شدند تا اینکه
این جریان در اواخر حکومت عثمانی خلیفه سوم منجر به انقلاب و قیام مردم علیه او
و کشته شدنش منجر شد، که این بروز این روند پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) را می
توان در عدم توجه به آیه شریفه فوق دانست لذا استاد مطهری در بحث آسیب شناسی
انقلاب اسلامی در ایران پافشاری بر آرمان ها و حفظ روحیه انقلابی و توجه به
دستورات رهبر انقلاب را عامل حفظ و تداوم راه انقلاب می دانند.
عوامل تداوم
انقلاب اسلامی
با نگاهی به مباحث آسیب شناسانه در آثار استاد مطهری می بینیم که چندین عامل را
در تداوم راه انقلاب اسلامی مهم می دانستند که بدین ترتیب از نظرتان می گذرد.
1 تداوم عدالت خواهی: استاد معتقدند که از آنجایی که عدالت از اصول مهم در اسلام
می باشد و انقلاب اسلامی ماهیتا عدالت خواهانه بوده لذا در راه تداوم راه انقلاب
اسلامی باید توده مردم مستضعف جامعه طعم عدالت حقیقی اسلامی را بچشند و الا اگر
عدالت فراموش شود، انقلاب شکست می خورد.
2 حفظ استقلال مکتبی: استاد شهید مطهری (ره) یکی دیگر از عوامل تداوم انقلاب
اسلامی را حفظ اسلام راستین و عرضه آ» به سراسر دنیا می داند. پیراستن ایدئولوژی
اسلامی از پیرایه ها و گرایش های التقاطی می تواند ضمن آشنایی دنیا با این
ایدئولوژی موجب گرایش آنها به اسلام می شود.
3 توجه به آزادی های به شکل معقول: یکی از انتقادات مهمی که انقلابیون مسلمان در
ایران به حکومت طاغوت پهلوی وارد وارد می کردند محدود کردن آزادی های فردی بود
که خون هر انسان آزادی خواهی را به جوش می آورد، لذا استاد می گویند که جمهوری اسلامی
نباید به هیچ وجه آزادی های معقول را که در چارچوب اصول اسلامی می باشد محدود
نماید.
4 حفظ جایگاه و استقلال روحانیت: استاد مطهری دلیل این مسأله را که روحانیت شیعه
توانسته انقلاب ها را رهبری نماید، مسأله استقلال روحانیت از دستگاه های دولتی و
غیردولتی می باشد. متفکر شهید آیت الله مطهری (ره) معتقدند که با پیروزی انقلاب
اسلامی روحانیت شیعه باید رد همان جایگاه خود باقی بماند و دولت را ارشاد و
مراقبت نماید. دایره امر به معروف و نهی از منکر زیر نظر روحانیت از دیگر
نهادهایی است که استاد در زمان خود به دنبال شکل گیری آن بود تا این نهاد مستقل
از دستگاه حکومت بتواند زمام امر به معروف و نهی از منکر و در حقیقت ارشاد و
هدایت مردم را به عهده بگیرد.
آفات انقلاب کدامند؟
تعبیر استاد مطهری از آفات انقلاب در کتاب نهضت های اسلامی صد ساله اخیر تحت
عنوان آفات نهضت بیان شده است. استاد در این کتاب می گوید: «نهضت ها مانند هم
پدیده های دیگر ممکن است دچار آفت زدگی شود، وظیفه رهبری نهضت است که پیشگیری
کند و اگر احیانا آفت نفوذ کرد با وسایلی که در اختیار دارد یا باید در اختیار
بگیرد آفت زدایی نماید» (6)
شهید مطهری چند نمونه از آفت هایی را که ممکن است یک نهضت انقلابی به آنها دچار
شود را ذکر می نماید.
1-ناتمام ماندن نهضت
استاد مطهری یکی از آفات مهم نهضت ها را عدم تحقق اهداف و آرمان های نهایی آنها
ذکر می کند و این مشکل را ناشی از نقص در رهبری می داند. او می گوید که در صد
سال اخیر نهضت هایی را که روحانیت آنها را رهبری کرده دارای یک نقیصه بوده اند و
آن این است که تا مرحله پیروزی پیش رفته اند ولی پس از آن راه خود را ادامه
نداده اند. لذا استاد نگران وقوع چنین مشکلی برای نهضت اسلامی مردم ایران است.
2-نفوذ اندیشه های بیگانه
هنگامی که یک نهضت اوج می گیرد و دشمن مشاهده می نماید که توان مقابله و مهار آن
را ندارد سعی می کند تا روح مکتب را تغییر دهد و جهت آن را در مورد انقلاب
اسلامی ایران که در کنار خود جریان ها و مکاتب گوناگون مارکسیستی و ماتریالیستی
را که بعضا با مارک اسلامی هم عرضه می شوند مشاهده می نماید را بسیار زیاد می
داند و نسبت به آن هشدار می دهد. او در کتاب نهضت های اسلامی در صد سال اخیر می
گوید: «من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی، به رهبرای عظیم الشأن نهضت
اسلامی که برای همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار می دهم و بین خود و خدای متعال
اتمام حجت می کنم که نفوذ و نشر اندیشه های بیگانه به نام اندیشه اسلامی و با
مارک اسلامی اعم از آنکه از روی سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد، خطری است
که کیان اسلام را تهدید می کند».(7)
3-رخنه فرصت طلبان
افراد فرصت طلب و دشمنان دوست نما در هنگامه اوج گیری نهضت ها معمولا با همرنگ
کردن خود با توده مردم در صدد دستیابی به اهداف خود هستند که همانا انحراف نهضت
از مسیر اصلی خود است. استاد مطهری با بهره گیری از تجربه مشروطیت ، غفلت رهبران
نهضت و پیروان آنان را عامل رخنه فرصت طلبان میداند و به رهبران انقلاب توصیه می
کند که در تمام مراحل انقلاب هشیارانه به راه خود ادامه دهند.
4- ابهام طرح های آینده:
از دیگر آفاتی که ممکن است نهضت ها با ابتلا به آنها از ادامه راه خود باز
بمانند از نظر استاد، آن است که بعد از پیروزی نهضت، هیچ گونه طرح مشخص و مدونی
برای اداره جامعه و رفع مشکلات نداشته باشند استاد مطهری (ره) معتقد است که
روحانیت و رهبران انقلاب اسلامی باید با بهره گیری از فرهنگ غنی اسلام طرح های
آینده نهضت را مشخص نمایند.
5-تجددگرایی افراطی
استاد شهید مرتضی مطهری یکی دیگر از آفات نهضت اسلامی را افراط و تفریط در نهضت
ها می داند و منش اعتدال را برای مردم و رهبران نهضت ها توصیه می نماید. نگرانی
استاد آن است که سلیقه ها و مدهای زمانه بر معیارهای صحیح تصمیم گیری و زندگی
مردم غلبه کند در واقع استاد تجددگرایی افراطی را آراستن اسلام به آنچه از اسلام
نیست و پیراستن آن از آنچه اسلام حقیقی است می داند و لذا رنگ زمانه را پذیرفتن
را آفتی برای نهضت اسلامی می داند.(8)
پی نوشت ها:
1 مرتضی مطهری ، آینده انقلاب اسلامی ایران ، ص 59
2 قصص /5.
3 همان ، صص 6766
4 همان ، ص 67
5 مائده / 3.
6 مرتضی مطهری ، نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر ، ص 87
7 همان ، ص 89
8 همان ، صص 9291
منبع خبر: www.irdc.ir
فضای مجازی، عرصه نبرد جدید
هیچ انسانی بدون امنیت نمیتواند به ادامهی حیات خود امیدوار باشد؛ چه در دنیای واقعی چه در دنیای مجازی. موضوع امنیت یکی از اصلیترین شاخصهها و نیازهای بشری است و این خصوصیات، امروزه در دنیای سایبر نیز محسوس و ملموس است. اخبار و آمار امنیتی شدن فضای سایبر مدتهاست که جزو اخبار اول صبح رسانهها شده و بسیاری نیز بر این عقیدهاند که این آغازی است بر "جنگ سایبر" بین دولتها و نام آن را گذاشتهاند جنگ جهانی سوم.
امروزه انسانها شاهد فراگیری بیسابقه رسانهها و وسایل ارتباطات جمعی مدرن و نوین هستند. بالطبع آنها در معرض شدیدترین امواج رسانهها قرار دارند. گرچه رسانهها ذاتاً کارکردی دوطرفه و دو سویه دارند، اما بیشترین حجم بهرهگیری از آن در دست نظام سلطه قرار دارد؛ چنانچه میتوان با جرأت گفت حفظ و گسترش قدرت استکباری نظام سلطه به حضور و ظهور رسانهها وابسته است. رسانهها پل ارتباطی و بلکه وسیلهی تسلط بر افکار، اراده و احساسات بشر دوران معاصر به شمار میآیند. مراکز رسانههای استکبار که به مدرنترین فناوری جهانی مجهزند، از یک سو ابزاری برای اجرای "عملیات روانی" قدرتها علیه ملتها و دولتهای مستقل هستند و از سوی دیگر وسیلهای برای کنترل، تضعیف، جهتدهی و هدایت جوانان در سراسر جهان محسوب میشوند.
مارک پالمر* از استراتژیستهای معروف آمریکایی است که از او به عنوان یکی از نوآوران سیاست خارجی ایالات متحده نام میبرند. پالمر در دولتهای نیکسون، کارتر، ریگان و بوش در وزارت خارجه مشغول بوده و اکنون علاوه بر اینکه مدیر دپارتمان تحقیقاتی مرکز سیاست خارجی سابان در مؤسسهی "بروکینگز" میباشد، عضو کمیتهی خطر جاری است که اخیراً و در پی تحولات پیش آمده پس از یازده سپتامبر 2001 گزارشی تحت عنوان "ایران- آمریکا، رهیافت جدید" را به نگارش درآورد. کمیتهی خطر جاری در اوج جنگ سرد و در دهه 1970 میلادی و با مشارکت اساتید برجستهی علوم سیاسی و مدیران سابقهدار سازمان سیا و پنتاگون تأسیس شد و یکی از موفقیتآمیزترین اقدامات در جریان رقابت دو ابرقدرت شرق و غرب، طراحی و اجرای مراحل مختلف سناریوی فروپاشی ابرقدرت شرق از طریق "جنگ نرم" (Soft War) در سالهای پایانی دههی 1980 بود.
مارک پالمر نویسندهی گزارش ایران- آمریکا، رهیافت جدید در استدلال خود، صراحتاً با ایدهی تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام نموده ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقهی خاورمیانه و نظام بینالملل به قدرتی کممانند تبدیل شده که دیگر نمیتوان با یورش نظامی و جنگ سخت آن را سرنگون کرد. تنها راه مبارزه با نظام جمهوری اسلامی، پیگیری مکانیسمهای جنگ نرم و استفاده از تکنیکهای عملیات روانی تبلیغاتی با استفاده از 3 تاکتیک دکترین "مهار"، "نبرد رسانهای" و "ساماندهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی" است.
در پایان این گزارش با منتفی دانستن هرگونه گفتوگو و مذاکرهی مستقیم با مقامات ایرانی آمده است: "گفتگو فقط حکومت ایران را تقویت و محکم میکند. باید از طریق انزوا و تقویت مخالفان داخل و خارج حکومت در جهت تغییر این رژیم تلاش کرد."
درباره جنگ نرم
اما به راستی جنگ نرم چیست و تکنیکها و روشهای اجرایی آن کدامند؟ و چرا مقامات کاخ سفید برای اجرای آن علیه ایران وارد عمل شدهاند؟ جنگ نرم در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانهای است که جامعه یا گروه هدف را نشانه میگیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وا میدارد. اصطلاح جنگ روانی، خود مقولهی مفصلی است، با شگردها و شیوههای متنوعی اجرا میشود و باید آن را یکی از اشکال و زیر مجموعههای جنگ نرم دانست. جنگ رایانهای و اینترنتی و راهاندازی شبکههای رادیویی و تلویزیونی و... نیز اشکال دیگر جنگ نرم هستند.
کلید خوردن جنگ نرم علیه ایران در مقطع فعلی را باید ناشی از گسترش حس تنفر از آمریکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفید، ایران مرکز اصلی ایجاد این تنفر و گسترش آن است و در آمریکا برای مقابله با این موج، نیروی واکنش سریع تشکیل شده است؛ تا اولاً به خنثیسازی نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقهی خاورمیانه بپردازد و ثانیاً با القای خطرناک بودن ایران برای امنیت همسایگان، اذهان عمومی از اقدامات و نقشههای ایالات متحده منحرف شود.
سرمایهگذاری هنگفت غرب در زمینهی اطلاعات، بستر لازم برای راهاندازی جنگ مجازی (سایبر) علیه هر کشوری که در مغایرت با سیاستها و منافع آن باشد را فراهم کرده است. جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعهی هدف است تا حلقههای فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی، در نظام سیاسی- اجتماعی حاکم تزلزل و بیثباتی تزریق کند.
پروژهی ناتوی فرهنگی که چندی پیش رهبر انقلاب آن را مورد تأکید و توجه قرار دادند، مشتمل بر خط تهاجمی دشمن و تلاش معاندان نظام برای ورود از عرصههای فرهنگی، هنری و رسانهای است تا به سیاهنمایی علیه ایران بپردازند. رویکرد اصلی ناتوی فرهنگی، جنگ نرم و هدف اصلی آن فروپاشی پیوندهای همگرایانه ملتی است که حدود سه دهه با تمام فشارها و کاستیها، صبر و مدارا پیشه کرده و راه پیشرفت و مقاومت در برابر زورگویی و انحصارطلبی دشمنان را برگزیده است.
آمریکا و جریان صهیونیسم بینالملل برای عملیاتی ساختن جنگ نرم و ناتوی فرهنگی علیه جمهوری اسلامی ایران، طی سالهای گذشته راهکارهای مختلفی آزمایش کردهاند. سرمایهگذاری در رسانههای دیداری و شنیداری، آژانسهای تبلیغاتی و خبری و کمپانیهای فیلمسازی برای ارایهی تصویری سیاه و خطرناک از جمهوری اسلامی ایران برای افکار عمومی جهان که یکی از نمونههای برجستهی آن، ساخت و پخش فیلم ضدایرانی "300" بوده، گوشهای از این اقدامات به شمار میآید. اکنون فیلم دیگری نیز با نام "فرار از تهران" توسط کمپانی برادران وارنر در حال تولید است.
از دیگر راههای جنگ نرم آمریکا علیه ایران عبارت است از:
- راهاندازی سایتهای اینترنتی و ارایهی نرمافزارهای جاسوسی به عوامل وابسته در داخل کشور، تا ابعاد مختلف جنگ رسانهای به شکل اثربخشتر طراحی و اجرا شود.
- ایجاد تقابلهای سیاسی بین سران ارشد نظام اسلامی و القای اینکه "جنگ قدرت" در جمهوری اسلامی بین چند طیف در جریان است و نهایتاً فلان طیف یا فلان گروه از پیش، پیروز شده و یا شکست خوردهاند.
میتوان گفت پازل رسانهای آمریکا برای تحت فشار قراردادن ایران اسلامی طراحی شده و راهکار خنثیسازی و بی اثر کردن تلاشهای دشمنان، ایجاد فضای همنوایی و همگرایی بین نیروهای درون نظام و عمل به مقتضیات اتحاد ملی به عنوان رهیافت راهبردی نظام اسلامی است. افشای حقایق و اوضاع داخلی آمریکا و نیز برملا نمودن توطیههای غرب در خاورمیانه و جهان اسلام و نیز تقویت زمینههای "انسجام ملی" در زمرهی راهکارهایی هستند که میتوانند در ناکامی نقشههای مراکز راهبردسازی دولت آمریکا در ایجاد جنگ نرم علیه ایران تأثیرگذار باشند. در بحث تهدیدشناسی برای رسیدن هدف مطلوب، اولین مطلبی که دارای اهمیت، تعریف تهدید است. هر کشوری میتواند سه محور را بهعنوان ارزشهای حیاتی خود تعریف کند که به مخاطره افتادن آنها به مفهوم از بین رفتن پایه و اساس حاکمیت آن کشور است:
1. تمامیت ارضی آن کشور
2. ایدهها و الگوهای رفتاری جامعه
3. حاکمیت مستقر در آن کشور
بنابراین منظور از تهدید، عنصر یا وضعیتی است که یکی از این روشهای حیاتی را به مخاطره میاندازد. هدف تهدید چیست؟ هر ویروسی یک هدف دارد؛ هدف ویروس تهدید، مختل کردن و در نهایت از بین بردن امنیت یک جامعه و در نهایت نابودی حاکمیت است. در گذشته از ابزارهای سخت و ادوات نظامی استفاده میکردند، اما امروزه از تهدید نرم استفاده میکنند.
تهدید نرم
ویژگیهای تهدید نرم چیست؟ اصولاً دو ویژگی را بهعنوان ویژگی تهدید نرم در نظر میگیریم؛ یکی اعتباری بودن تهدید نرم است، یعنی در زمان و مکان متغیر است. مثلاً ممکن است متغیری امروزه و در زمان حال، تهدید به حساب بیاید ولی فردا یک عنصر معمولی در جامعه باشد. یا تهدیدی در یک جامعه در درجهی قرمز امنیتی باشد ولی در کشور دیگر یک مسألهی ساده اجتماعی باشد. ویژگی دوم این است که بحث تهدید، یک امر نسبی است. هر کشوری به فراخور موقعیت سیاسی، تاریخی، اجتماعی، جغرافیایی و عقیدتی ممکن است درجاتی از تهدید را داشته باشد.
معمولاً کشورهایی که در منطقهی خاورمیانه قرار دارند از درجهی تهدید بالایی برخوردارند؛ چون هم دارای موقعیت جغرافیایی مهم هستند، هم به لحاظ تاریخی، مکتبی و عقیدتی موقعیت بالایی در جهان دارند.
تهدید دارای دو مرحله است؛ مرحلهی ذهنی و مرحلهی عملیاتی. در مرحلهی ذهنی، دشمن یا کشور تهدیدکننده ابتدا نقاط آسیبپذیر جامعهی هدف را شناسایی میکند، ابزارهایش را میشناسد و سپس هدفگذاری و سرمایهگذاری میکند و نهایتاً آن را عملیاتی مینماید.
تقسیمبندی تهدید بر دو بعد ذهنی و عملیاتی، برای پیشگیری تهدید است. باید این را بدانیم، برای مقابله با تهدید در کدام مرحله پادزهر را تزریق کنیم. تهدید نرم امروزه موثرترین، کارآمدترین، کمهزینهترین صورت تهدید و در عین حال خطرناکترین نوع تهدید است.
ما میتوانیم مطالعات امنیتی را در حوزهی تهدید به دو دسته گفتمان منفی و گفتمان مثبت تقسیم کنیم. گفتمان منفی، تهدید را به نبود امنیت تعریف میکند و امنیت را به نبود تهدید تعریف میکند. گفتمان منفی دارای دو موج است؛ موج اول این گفتمان تأکید بر جنبهی نظامی دارد و میگوید تهدید یعنی در معرض حملهی نظامی قرار گرفتن یک کشور توسط کشور دیگری و تنها عامل ناامنی را حملهی نظامی میداند و اما موج دوم میگوید تهدید و عدم امنیت در حملهی نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، علم و فنآوری و زیستمحیطی نیز تهدید وجود دارد.
گفتمان مثبت که جدیدتر از گفتمان منفی است میگوید: امنیت و تهدید دو متغیر وابسته نیست و هر کدام را مستقل میداند. در این تعریف، فقدان امنیت تنها فاکتور مورد نیاز تهدید نیست بلکه علاوه بر آن، وجود شرایط مطلوب برای تحقق اهداف و خواستههای بیگانه نیز مدنظر است. وقتی جامعه در سطح قابل قبولی برای تحصیل و پاسداری از آرمانها و اخلاقیات و رفتارهای مورد قبول آن جامعه نباشد، هر چند دارای یک تهدید داخلی و خارجی مادی و محسوس نباشد، ممکن است عدم برآوردن نیازهای جامعه و مردم نوعی تهدید باشد.
سطوح قدرت نرم
اما در جهت مقابله با تهدید نرم، آن چیزی که میتواند مؤثر و کارآمد باشد، استفاده بهجا از قدرت نرم است. قدرت نرم دربرگیرندهی مؤلفههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ایدئولوژیک است. ایدئولوژی اعتبار ملی، خصوصیات ملی، هویت ملی و فرهنگی یک ملت و همچنین مشروعیت نظام سیاسی آن کشور از جمله موضوعاتی هستند که در چارچوب قدرت نرم مورد توجه و مطالعه قرار میگیرند. اما قدرت نرم از سه سطح تشکیل میشود:
الف) سطح راهبردی
ب) سطح میانی
ج) سطح تاکتیکی
در سطح راهبردی که اولین سطح قدرت نرم است، قدرت متوجه رهبران و نخبگان یک کشور است و بالاترین سطح رویارویی قدرت نرم با تهدید نرم را شامل میشود. در این سطح، هدف افزایش قدرت، هنجارسازی خود و تضعیف قدرت حریف در صحنهی بینالمللی است و هدف حریف هم از تهدید نرم در این سطح، اولاً شناسایی نخبگان و رهبران فکری جامعه و ثانیاً ارعاب و تأثیرگذاری در آنها است.
با توجه به موقعیت تاریخی کهنی که ایران دارا است و موقعیت سوقالجیشی و جغرافیایی که ما در آن قرار داریم، همواره دشمن در کمین بهرهگیری از موقعیتهاست. پس زمینهسازی جهت اتحاد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در جهان اسلام، تشنجزدایی و پیشبرد صلح و امنیت در منطقه و جهان، تحرک دیپلماتیک و حضور موفق در عرصههای بینالمللی، از جمله مواردی است که باعث ارتقاء قدرت نرم ما میشود.
ب) سطوح میانی: این سطح از قدرت نرم منحصراً به مردم و قدرت ملی تکیه دارد و از فرهنگ عامه متأثر میشود. در این سطح، افکار عامه از تصمیمات نخبگان و رهبران جامعه حمایت میکند و به آنها مشروعیت میبخشد. در مقابل، هدف تهدید نرم در این سطح، ایجاد شکاف میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و آحاد عمومی جامعه است. یعنی میخواهند مردم را از یک جماعت همراه تبدیل به جماعتی بیتفاوت، معارض و مخالف کنند و برای رسیدن به این هدف از ابزارهایی مثل تشویق به نافرمانی مدنی استفاده میکند.
ج) سطح تاکتیکی: این سطح از رویارویی قدرت نرم در سطح نیروهای مسلح صورت میگیرد و هدف این سه سطح از قدرت نرم باید توأمان و همراه هم مورد توجه قرار گیرد و سعی شود در هر سه سطح قدرتدهی و قدرت نرم جامعه افزایش پیدا کنند تا بتواند در مقابل تهدیدات نرم مؤثر واقع شود.
عناصر افزایش قدرت نرم
در تعریف قدرت نرم به یک سری عناصر توجه میشود که رعایت آنها و رعایت معیارهای این عناصر باعث جاذبهدار شدن و تأثیر قدرت نرم شود. یکی از این عناصر عبارتند از: جاذبهی فرهنگی، که مشتمل بر عقاید، ارزشها و باورهای یک جامعه است و آن همان چیزی است که تعبیر به هویت ملی میشود. در واقع هویت ملی برای یک جامعه به منزلهی روح برای بدن است و همانطور که روح در بدن نباشد، جسم میمیرد؛ اگر مملکتی هویت نداشته باشد بهتدریج خواهد مرد.
هویت دو کارکرد دارد؛ از لحاظ داخلی عامل همبستگی مردم است و از لحاظ بینالمللی نیز عامل شناسایی کشور توسط سایر دولتهاست. هویت ملی یک مسألهی جمعی است که بنیادهای تاریخی، فرهنگی و اعتقادی یک ملت را در بر میگیرد. تکوین هویت ملی یک امر پیچیده و طولانی است و از طریق آموزش از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و حتی میتوانیم بگوییم که رنگها و معماری هم در تشکیل این هویت اثرگذار است. بنابراین هرگونه چالشی در هویت ملی باعث تضعیف و کاهش جاذبههای فرهنگی آن ملت میشود.
است. هر کشوری که به کانالهای ارتباطی منطقهای و بینالمللی دسترسی و ارتباط بیشتری داشته باشد، قطعاً از قدرت نرم بالاتری برخوردار است، مثل عضویت در کنوانسیونهای بینالمللی یا عضویت در سازمانهای بینالمللی و ایفای یک نقش مؤثر در این سازمانها.
سومین عنصر، پذیرش جهانی است؛ به این معنا که یک دولت بتواند در الگوها، ارزشها و اولویتهای دیگر ملتها تغییر بهوجود بیاورد. قطعاً چنین کشوری دارای قدرت نرم بسیار بالایی است.
چهارمین عنصر، تأثیرگذاری بر سطوح مختلف نظام بینالمللی است که مثلاً در مورد ایران میتوانیم به تأثیر بر چرخش سیاست امریکایی "خاورمیانهی بزرگ به خاورمیانهی جدید" اشاره کنیم.
استفاده از قرآن در باز مهندسی عملیات روانی
به قلم سرلشکر دکتر سید حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح
امروز که رهبر عزیز انقلاب اسلامی همه ما را نسبت به جنگ نرم توسط استکبار و دشمنان انقلاب و بدخواهان ملت ایران هشدار دادند بحث عملیات روانی در حوزه جنگ نرم از اهم واجبات است و در واقع پاسخ جنگ نرم یا عملیات روانی دشمن دفاع نرم و عملیات روانی تهاجمی و دفاعی برعلیه دشمن محسوب میشود. نظم و نسق دادن به یک مجموعه یا بازآرایی مجدد آن را با هدف یک ساخت جدید را، مهندسی مینامیم. در معنای دیگر، مهندسی به معنای تنظیم عناصر یک محیط است به گونهای که در تناسب، با غایت مطلوب قرار گیرد. مهندسی عملیات روانی نیز در همین راستا یک فن مبتنی بر مهارتهای فراوانی است که از فناوری و دانش روانشناسی قدرت سرچشمه میگیرد. به زعم این مقاله عملیات روانی به کلیه فعالیتهایی اطلاق میشود که موجب تولید، تغییر، تقویت و یا تصحیح نگرش و بینش مخاطب شده و آن را در راستای اهداف و نیات منبع پیام هدایت سازد و بر دو گونه تبلیغ و جنگ روانی تقسیم میشود.
تجربه و ذوق سلیم هنری میتواند در کنار دانشنظری این فرآیند، مهندسی آن را زیبا و از سوی دیگر کم هزینه و پربار سازد. بدون مشارکت جمعی و رسانهای امکان مهندسی وجود ندارد و این کار کرد (عملیات روانی) موضوعی نیست که بتوان با زور و تحمیل یک رای و سلیقه در مورد آن نتیجه گرفت، لاجرم باید در فرآیند مهندسی و آیندهنگری از تجربه و خرد حاکم بر نیازها و رفتار مطلوب انسانی مدد گرفت و آن را به سامان رسانید.
عملیات روانی به کلیه فعالیتهایی اطلاق میشود که موجب تولید، تغییر، تقویت و یا تصحیح نگرش و بینش مخاطب شده و آن را در راستای اهداف و نیات منبع پیام هدایت سازد و بر دو گونه تبلیغ و جنگ روانی تقسیم میشود.
قرآن بزرگترین کتاب عملیات روانی، جبهه نور، ایمان، حق و عدالت است. اگر با نگاه تخصصی در جستوجوی هدایت کتاب خدا در امر عملیات روانی باشیم میتوان نتیجه گرفت که کتاب کوثر خدا و کتاب قران حکیم مجید، علاوه بر همه ابعادی که مدنظر قرار داده کتابی برای حفظ روحیه پیامبر اعظم (صلیالله علیه واله وسلم) است که در آن صحنههای عظیم، خطرناک و پرفراز و نشیب رسالت ایشان در مکه و حکومت ایشان در مدینه نشان داده شده است و نیز بخش مهمی از آیات شریفه قران کریم شامل صحنههای عظیم قوت قلب دادن به رسول خدا (صلیالله علیه واله وسلم) و امید بخشیدن به آینده اسلام و مسلمین میشود.
«ثبت ا... الذین آمنوا منکم» و یا «یثبت اقدامکم» همچنین در آیات بسیاری حقانیت پیامبر (صلیالله علیه واله وسلم) و اسلام و سنتهای الهی تبیین شده است و پاسخ شبهات کفار و منافقین و نیز افراد بیاطلاع که از روی گمان فکر میکنند داده شده است. بنابراین قرآن حکیم در هر دو بعد علمیات روانی جامع است، در آفند و هم پدافند. دفاع خداوند و امدادهای غیبی و هدایتهای وحی برای پیروزی بر دشمنان و تضعیف روحیه او و حملات قوی به پایههای فکری و بنیانهای اجتماعی و اخلاقی غلط دشمنان که موجب ضعف، فرار و انهدام آنها را فراهم آورد...
خداوند متعال در قرآن کریم و سوره مزمل خطاب به پیامبر اکرم (صلیالله علیه واله وسلم)، ماهیت وحی را بیان نموده و میفرماید: (ما بر تو سخنی سنگین و ارزشمند القا میکنیم) و این سخن تنها جایگاهی است که القا در تبلیغات دینی را خاص کلام وحی معرفی مینمایند. قرآن کریم با کتاب نامیدن خویش برای مقابله با عملیات روانی دشمن سنگرسازی میکند و با ترسیم کلی جبهه امیها وارد مبارزه میشود و همین امر نشان میدهد که قرآن کریم تا چه حد از اعجاز بیانی و زبانی خویش برای منکوب کردن دشمنی که تمام ابزارها و روشهای زبانی و ادبی خویش را برای به زانو درآوردن حضرت محمد (صلیالله علیه واله وسلم) به کار گرفته است، استفاده میکند و چگونه در برابر تک همه جانبه روانی دشمن به پاتکی بنیادین همه جانبه و در عین حال قاطع و کوبنده روی میآورد. لذا منبع اصلی در بازمهندسی عملیات روانی بازگشت سازمانهای تبلیغاتی به قرآن کریم است که کتاب بلاغ و ابلاغ است. بدین معنا که پیام قرآن باید وارد عرصه مبارزه در برابر مشرکان مطرح شود و با رسایی و آشکاری این امر صورت پذیرد چون ابلاغ رساندن آشکار و واضح و رسالت و مخاطب آن نیز انسانها هستند و به عبارتی میتوان گفت به نظام زبانی قرآن تعلق دارند و به همان فرهنگی منتسباند که این زبان محور آن است. هر چند نظام معنایی قرآن بسی فراتر و مخاطبان آن عام و جهانیاند.
پیام قرآن باید وارد عرصه مبارزه در برابر مشرکان مطرح شود و با رسایی و آشکاری این امر صورت پذیرد چون ابلاغ رساندن آشکار و واضح و رسالت و مخاطب آن نیز انسانها هستند و به عبارتی میتوان گفت به نظام زبانی قرآن تعلق دارند و به همان فرهنگی منتسباند که این زبان محور آن است .
خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم (صلیالله علیه واله وسلم) میفرماید:«ای پیامبر ابلاغ کن آنچه را که از سوی پروردگارت به تو فرود آمده است و اگر چنین نکردی پس رسالت خدایی را نرساندهای (تبلیغ نکردهای)» و یا میفرماید: «و بر پیامبر جز رساندن و تبلیغ آشکار نیست» در نتیجه کار ایشان شناساندن، رساندن و خوب ادا کردن یا به عبارتی به نحو کامل و مطلوب انجام د ادن آن است و این همان وظایف و کارهای داعی است که در صحنه مبارزه با شرک و کفر وارد میشود و دعوت خود را بیان میکند. یعنی پیامبر، ائمه، ولی و مومنان رزمنده برتر و برجسته جبههای هستند که قرآن سند عملیاتی آن است.
بر این اساس، مسئولیتهای اصلی مبلغ که در نامهای خاص رسالتی رسول خدا نیز مندرج است عبارتند از:
1- از بین بردن جهل و ناآگاهی از طریق واداشتن افراد و مخاطبین به تفکر و آگاهی که میفرماید: یا ایها الذین امنو ان جاء کم فاسق بناء فتبینوا ان تصیبوقوما یجبها له فتصبحو علی ما فعلتم نادمین (حجرات-6) (ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر شخص فاسقی خبری برای شما آورد، درباره آن تحقیق کنید. تبیین کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید.)
2- احیاء و یادآوری باورها و حقایق فطری تا از طریق آن غفلت و فراموشی از بین برود و از طرفی با طرح محبت خدای متعال به متقین و اختصاص فلاح و رستگاری به متقیان استقامت آنان را میسازد.
3- منکوب کردن دشمن در عملیات متعدد و گسترده روانی خود علیه قرآن و پیامبر صلیاللهعلیهوالهوسلم با بحث عقلی، تاریخی و ارزشی درباره بنیانهای باطل، جهل و کفر و نفاق دشمن و تسلط روانی برجبهه مقابل .
عمل انقلابی و جهادی، تلاش هوشمندانه و آگاهانه، دلسوزی و احساس مسئولیت و صبر و تحمل از جمله مولفههای اساسی است که برای تحقق این فرآیند لازم و ضروری است.
روانشناسی اجتماعی بر خلاف مهندسی یک ساختمان که با پایان گرفتن ساختمان، پایان مییابد، یک پروژه بیپایان است و همواره نیازمند بازنگری و تصحیح و ارتقا میباشد.
مجامع علمی به ویژه آنهایی که دغدغه امنیت ملی و دفاع اجتماعی دارند باید به تناسب رشته خود سهمی در بازآرایی مهندسی فکر و مدیریت عملیات روانی داشته باشند. روح حاکم بر نقشه فکری جامعه و مهندسی آن، روح عزت دینی و ملی، اخلاق پروری و معنویت است اما هیچ بخشی از آن نباید در تعارض با عقل و خرد حرفهای در تولید پیام باشد و این جمع بین عقل و ایمان با علم و تخصص در عملیات روانی، مقوله دشواری است که نیازمند مشارکت علمی تمامی مجامع دانشگاهی و راهبردی است. لازمه تحقق مهندسی مطلوب در عملیات روانی، شناسایی محیط اجتماعی و فرهنگی خواهد بود و دانشگاهها و حوزههای علمیه دینی به عنوان یک موسسه تولید علم و دانش تخصصی و به لحاظ تمرکز نخبگان فکری در آن از دو جهت میتوانند در این امر موثر واقع شوند، از یک سو نخبگان دانشگاهی و حوزههای علمیه دینی میتوانند با آگاهی از عناصر متفاوت تولید پیام و نظامهای مربوط و آگاه سازی نسبت به این عناصر و ارکان، مقدمات تحقق مهندسی تبلیغ را فراهم آورند و از سویی دیگر با شناسایی عناصر ضعیف و ناسازگاریها و ناهنجاریهای حوزه مدیریت عملیات روانی و تقویت منابع انسانی و آموزش عناصر موجود و مرتبط و نیز تبیین نحوه ارتباط نظاممند و نظام واربین عناصر مردمی و نخبگان و خواص اجتماعی، به بسترسازی و تحقق مهندسی نوین عملیات روانی در کشور کمک کنند. علاوه براین مدیران و نخبگان شاغل در هر یک از حوزهها و نظامهای برشمرده، میتوانند با طراحی و بازسازی اصول و عملکردها، متناسب با نظامی که در تولید فکر و بینش دنبال میسازند، به رفع ناهنجاریها یا نواقصی که در این خصوص وجود دارد، اقدام نمایند. ایجاد ارتباط و هماهنگی بین دستگاههای مختلف تولید علم و تبلیغی و رسانهای و تولید اطلاعات و هماندیشی برای رفع ناسازگاریها در این پروسه و ایجاد تحول، از جمله فعالیتهایی است که دانشگاهیان و حوزویان با توجه به جایگاه علمی خود میتوانند در این جهت ایفا کنند. عمل انقلابی و جهادی، تلاش هوشمندانه و آگاهانه، دلسوزی و احساس مسئولیت و صبر و تحمل از جمله مولفههای اساسی است که برای تحقق این فرآیند لازم و ضروری است.
درباره «جنگ نرم» و ارتباط آن با تحولات اجتماعی از منظرهای متفاوتی سخن گفته شده است. این واژه بخصوص بعد از انتخابات اخیر ایران وارد مباحثات روزمره اجتماعی ما شده و از بحث های آکادمیک -دانشگاهی-فاصله گرفته است. در عین حال از آنجا که از جنگ نرم بعنوان یک تهدید مهم علیه انقلاب یاد می شود، توجه به ابعاد آن ضروری است که به بعضی از موارد آن اشاره می کنیم:
1-واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت استفاده می شود ولی در نهایت معمولا به یک مفهوم ختم می شود. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است. دراین باره منسجم ترین کتابی که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار یافته به جوزف نای تعلق دارد. وی معتقد است مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر «اجبار» و مبنای قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبنای قدرت سخت بر اجبار و مبنای قدرت نرم بر اقناع باشد می توان به این تفکیک جوزف نای خورده گرفت چرا که رسانه، اقتصاد و دیپلماسی می توانند در ذیل هر دو عنوان سخت یا نرم قرار گیرند. نرم یا سخت بودن آن بستگی به این دارد که در نهایت برای وادار کردن طرف مقابل به انجام کاری یا بازداشتن او از کاری استفاده می شود یا از این ها بعنوان یک اقدام تشویقی و اقناعی استفاده می شود اما به هر حال در اینکه امروز استفاده از قدرت نرم برای تامین منافع ملی و تمامیت ارضی و حفظ کشور یک ضرورت است و مراقبت از کشور در برابر تهدید نرم حیاتی است، اختلافی وجود ندارد.
2- حوادث پس از انتخابات کشور نشان داد که استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف و شکست نظام اتفاق نمی افتد بلکه در «پیروزی های خیره کننده» هم از این ابزار برای تضعیف موقعیت داخلی و بین المللی انقلاب و نظام استفاده می شود از این رو رهبرمعظم انقلاب اسلامی برای خنثی کردن این مرحله حساس از تهدیدهای دشمن، دانشجویان، اساتید دانشگاهها و هنرمندان را به میدان فراخوانده اند.
این فراخوان از یک سو پایان نیافتن توطئه نرم علیه انقلاب را تداعی می کند و از سوی دیگر نشان می دهد که اگر چه تهدید نرم علاوه بر «موجودیت»، «امنیت» و «اصالت» نظام را هدف قرار داده است ولی رزمندگان سنگر انقلاب در این میدان اولا و بالذات نیروهای امنیتی نیستند هرچند نیروهای امنیتی نیز در این میدان وظیفه حساسی را به دوش دارند
3- در جنگ نرم، دشمن از ادبیات سیاه- تاریک نشان دادن آینده- بهره می گیرد و با سوار شدن بر مرکب تردید- در اصول، مبانی و دستاوردها- تلاش می کند تا نظام و حافظان آن را مرعوب نماید و با فرسایشی کردن فضای سیاسی، نیروهای اصلی نگهدارنده را خسته نماید بر این اساس طی دو ماه گذشته ما شاهد حداکثر سیاه نمایی روی موفقیت های بزرگ نظام- شامل موفقیت در جلب بی نظیر حضور مردم در صحنه انتخابات، موفقیت های بزرگ در سیاست خارجی، موفقیت بزرگ در کم کردن فاصله طبقات اجتماعی، موفقیت بزرگ در پاکدستی مدیران و فعالیت شبانه روزی آنان، به ثمر نشستن سیاست های منطقه ای ایران، روزآمد کردن شعارهای انقلاب و...- بوده ایم. در همان حال نیروهای داخلی جنگ نرم با نیروها و قدرت های خارجی جنگ نرم چنان آمیختند که سوا کردن این دو از یکدیگر به غایت دشوار گردید این همه برای آن بود که به شهروند ایرانی که برای انقلاب و نظام برآمده از آن بیش از 40 سال تلاش کرده است، بباورانند که حرف های انقلاب از اساس نادرست است. ببینید نخست وزیر اوائل انقلاب و رئیس جمهور سابق و رئیس مجلس اسبق و... چه می گویند و چگونه برای دست یافتن به قدرت، خود را به آب و آتش می زنند پس این دعواها همه ماهیت قدرت طلبی دارند! کنار بکشید!، هرچه می خواهد بشود، بشود!
رهبر معظم انقلاب اسلامی - دامت برکاته- برای خنثی شدن این ترفند به اساتید دانشگاهها فرمودند «لازم نیست شما از افراد نام ببرید ولی لازم است که به دانشجویان امید بدهید تا دستاوردهای بزرگ کشورشان را کوچک نبینند.
4- در جنگ نرم، دشمن با واقعیت کاری ندارد بلکه او واقعیت را برای مخاطب می سازد. شما همین روزها شاهدید با وجود اینکه بعضی از کسانی که از آنان به «شهدای سبز» نام برده می شد، زنده بودن خود را در تلویزیون اعلام کردند، هنوز بعنوان کشته یاد می شوند! و جالب تر اینکه تلاش وسیعی صورت می گیرد تا تعداد این کشته ها به 72 تن برسد حتی اگر لازم شد نام دختری که چندین بار از منزل متواری شده و در نهایت هفته ها بعد از حوادث انتخاباتی خود را از پل عابر پیاده به زیر افکنده و جان باخته است در لیست «شهدا» قرار می دهند تا این عدد مقدس تکمیل شود. در این صحنه اساساً واقعیت مهم نیست. مهم این است که در بازی تبلیغات سیاه، روی چه چیزی توافق و تأکید شده است. البته برای مردم ایران واقعیت ها پوشیده نیستند و عدم واقعیت های خلاف گوها هم سکه ای است که عمر آن به 10 روز نرسید.
5- در این جنگ نرم، محیط های جوان «میدان مناسب» ارزیابی می شود، در واقع استفاده از «احساسات» و «مظلوم گرایی» چاشنی اقدامات خطرناک و هزینه بری است که فرماندهان آشوب خود از پذیرش آن اجتناب می ورزند. در این میدان آن دسته از نیروهای جوان که به دلیل برخورداری از «زیرکی سیاسی» و «فهم استوار» دست فتنه گران را می خوانند وظیفه ای خاص بر عهده دارند. کما اینکه نخبگان دوران دیده هم برای کنار زدن پرده های تردید -که گاهی پرده های تردید، دلهای پاک را هم می لرزاند- باید به میدان آمده و حقایق را بیان نمایند. از این رو رهبر معظم انقلاب روی رسالت دانشجویان - با عنوان افسران جوان- و اساتید دانشگاه - با عنوان فرماندهان خودی جبهه نرم- انگشت گذاشته و مسئولیت شان را یادآور شدند
6- در جنگ نرم، دشمن اصلی هزینه چندانی نمی پردازد- اگر چه البته پول زیادی خرج می کند- هزینه را نیروهای داخلی- عمدتاً با دریافت حق العمل - می پردازند و صد البته در این میدان آن دسته از نیروهای داخلی که برای تغییر وضع موجود انگیزه شخصی قوی تری دارند نقش برجسته تری دارند. برای پاره ای از مسئولان سابق مانع شدن از «کنار رفتن پرده ها» مهمترین انگیزه شخصی است. بعضی از نخبگان گردن کلفت که در کشور به انواع فسادها آلوده شده اند، طبعاً نمی خواهند باب سؤالات باز شود از این رو حاضرند به قیمت زیر سؤال رفتن کشور، ریخته شدن خون بی گناهان و بر باد رفتن حیثیت ملی مانع مفتوح شدن پرونده ها شوند. این ها به آسانی و به طرفه العینی جذب برنامه های دشمنان قسم خورده اسلام می شوند و عناوین سیاسی آنان، مانعی برای ایفای نقش در براندازی نظام نخواهد بود. با این وصف اگر کسی تصور کند برای وحدت می توان از خطاهای آنان چشم پوشی کرد، دچار خطای بزرگتری شده است. اگر اقدام آنان صرفاً یک «خطا» باشد که بر تداوم آن اصرار نمی شود. آنان در بیانیه های رسمی با صراحت می گویند نظام کوتاه بیاید تا ما کوتاه بیائیم. نظام باید از چه چیزی کوتاه بیاید؟ بدون تردید منظور آنان کوتاه آمدن نظام در پرونده های کلان سوءاستفاده های اقتصادی و مالی است. همین چند روز پیش یکی از این افراد در نامه ای از قوه قضائیه خواسته است که از پیگیری پرونده دو متهم- که اینک در بازداشت به سر می برند- خودداری کند. استدلال ظاهری این است که این دو به فلان دولت وقت کمک های مؤثری در جذب کمک های خارجی به کشور داشته اند ولی این واقعیت ندارد. واقعیت این است که این دو نفر واسطه سوءاستفاده های میلیاردی «بعضی ها» بوده اند و پیگیری این پرونده می تواند این روابط ناسالم و شرم آور اقتصادی را برملا کند. در همان حال برخی از خبرها حکایت از این دارد که این دو با سازمان جاسوسی آمریکا مرتبط بوده اند که در نامه توصیه مورد اشاره بی اهمیت فرض شده است
7- جنگ نرم، صحنه تقابل دروغ های بزرگ با واقعیت های تردیدناپذیر است در این میدان دروغ های بزرگ لباس واقعیت های تردیدناپذیر به تن می کنند و واقعیت های تردیدناپذیر، دروغ های بزرگ خوانده می شوند. بیانیه ها و نامه های اخیر آقایان موسوی و کروبی که از طریق حدود 2500 سایت و وبلاگ بازتاب داده شده و پی درپی در تلویزیونها و رادیوهای آمریکا، اروپا، اسرائیل و عربستان نشخوار می شوند، دروغ های بزرگی اند که به پیکار واقعیت های تردیدناپذیر آمده اند. در این جنگ نرم، کافی است که هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشیند چرا که زبان حق همیشه مؤثرتر از زبان باطل است و نیک می دانیم که «للحق دوله و للباطل جوله».
جنگ نرم رسانههای مصرفگراجنگ نرم رسانههای مصرفگرا
در طلیعهی ظهور قرن بیستم، کمکم تولیدکنندگان و شرکتها و امپراطوریهای تجاری که گسترهی خود را به کشورهای دیگر نیز کشانده بودند، به این نتیجه رسیدند که برای بهرهبرداری بیشتر و مناسبتر از توان فراوان سازمانهایشان که روزبهروز به آن افزوده میشد، راهی جز مصرف انبوه وجود ندارد. دنیا دنیای مبارزه بر سر تصاحب بازارها است و باید برای سود بیشتر به بازارهای سرزمینهای دور روی آورد.
چنان که تاریخ نشان میدهد، در ابتدا این کار با نیروی نظامی و فتح سرزمینهای غرب و شرق کرهی زمین صورت میگرفت ولی در شرایط کنونی، حملات نظامی تا حدودی محدود شده و غربیها راه چاره را افزایش مصرف عمومی و فراهم کردن رفاه برای همه دانستهاند و برآنند تا به طور روزافزون، روشهایی را بیابند که ضمن استفادهی عموم از مصرف زیاد در تمام زمینهها، چرخ سودآوری ماشینهای صنعتی از کار نیافتد و همواره به گردش خود به گونهای فزاینده ادامه دهد.
در این میان تبلیغ کالاهای تجاری به یکی از سادهترین و سریعترین روشها در اکثر شرکتهای بزرگ دنیا تبدیل شده است. تلویزیون و رسانه را نیز میتوان مهمترین ابزار این روش دانست. تنها این وسیله است که میتواند پیام صاحبان شرکتهای تولیدی را به طور گسترده به درون خانههای مردم در سراسر جهان ببرد. این رسانه در حقیقت به عنوان فرد سوم این خانوادهها در نقش میهمانی ناخوانده کمکم رأی اعضای خانواده را از روی پدر خانواده برمیگرداند و به سوی افکار منتشر شده از سوی خود جلب میکند.
مصرفگرایی اسطورهای است که فرد را با مصرف کردن خشنود میکند و حس یکپارچه بودن با دیگران را به او میبخشد. جملات تبلیغی به شکلی جذاب، جانشین ایدهآلهای مصرفکننده برای تجربههای هنری، مذهبی و خانوادگی میشود و پیچ و تابهای دستکاری شده توسط رسانهها در نقاب اجتماعی را جایگزین ارزشهای معنوی میکند. تلویزیون نه برای سرگرم کردن ما که برای فروش کالاها به ماست که به وجود آمده و کار بیشتر کسانی که در شبکههای تلویزیونی کار میکنند، جلب توجه مردم است و البته تداوم این جلب توجه تا جایی که بتوانند کالایی را تبلیغ کنند.
روزگاری تبلیغاتچیها کودکان را بهعنوان یک گروه جمعیتی، نادیده میگرفتند اما امروزه کودکان و نوجوانان نیز یکی از گروههای هدف این رسانهها هستند؛ چرا که آنها قدرت خرج کردن دارند. درآمدهای قابل خرج آنها بسیار هنگفت است. آنها در بزرگسالی در زمرهی مصرفکنندگان درخواهند آمد و هزینههایی که صرف برنامهریزی ذهن و نگرش آنها میشود، بعدها جواب میدهد! آنها بر تصمیمات والدین خود برای خرید کالاها تأثیر می گذارند، زیرا برای واداشتن یا ترغیب والدینشان به خرید کالاها و خدماتی خاص، شگردهای بسیاری دارند. کودکان در ازای هر پنج ساعت تماشای برنامهی تلویزیونهای تجاری، یک ساعت آگهی تجاری تماشا میکنند. در واقع ما کودکانمان را به دست شرکتهای تبلیغاتی سپردهایم تا آنها را متقاعد کنند که گرسنه، خسته، زشت و نامحبوب هستند و برای تغییر این وضع، باید پول خرج کنند.
آمریکا با افراشتن آنتنهای متعدد رادیویی و تلویزیونی بدون هیچ نیازی به مداخلهی نظامی میتواند در جامعهی کمونیستی اروپای شرقی نفوذ کند و کوکاکولا را در حالی سر میزهای خانوادههای آلمانیای مهمان کند که شاید چند سال پیش فرزندان و شوهران خود را در جنگ جهانی دوم در جنگ با متفقین از دست دادهاند. این پیشروی تا آنجا ادامه یافت که پس از گذشت دو سه دهه، در اواخر دههی هفتاد میلادی در مسکو نیز شعبههایی از مکدونالد و مرغ کنتاکی تأسیس شد و مشتریان در آنجا با ولع به دنبال صرف غذا همراه با نوشیدنیهایی چون کوکاکولا بودند.
امروز شاید اطلاعات، گرانبهاترین چیز برای همه باشد. با اطلاعات و کنترل آن میتوان به همه چیز دست یافت. برخی نظریهپردازان ارتباطات بیان کردهاند: امروز جهان در دست کسی است که رسانهها را در اختیار دارد. به اعتقاد گردانندگان اصلی صنعت رسانهها، چند مؤسسهی بزرگ، نه تنها رسانههای مهم همگانی آمریکا، بلکه جهان را تحت کنترل خود در خواهند آورد.
منبع
http://banoblog.parsiblog.com/categor
کتاب دیدگاههای نظری پدافند غیرعامل
روزنامه کیهان